|
کوتولهى قهوهای
|
||
سال نو مبارك.
سال مرغ مبارک! (اين هم از اثرات مردسالاريه که سال مرغ تبديل به خروس شده!!!!)
شاعر میفرمايد:
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار
زان چهار چو بگذری نهنگ آيد و مار
وانگاه به اسب و گوسفند است شمار
بوزينه و مرغ و سگ و خوک آخر کار
ابوريحان بيرونی در آثارالباقيه جدول سالهای منسوب به ترکان را نشان داده است. (من که خودم نخوندم! مطلب رو يه زمانی از سايت بیبیسی خوندم) اين اسامی عبارتند از:
۱- چقان يا کسکو (موش) ۲- اود يا سغر (گاو نر) ۳- بارس (پلنگ) ۴- تفشان يا تفشيجان يا توشقان (خرگوش) ۵- لو (نهنگ) ۶- ييلان (مار) ۷- يونت (اسب) ۸- قوی ( گوسفند) ۹- بيجين (ميمون) ۱۰- تغاقوی يا تخاقوی (مرغ خانگی)۱۱- ايت (سگ) ۱۲- تونگوز( خوک)
حالا از کی مرغ٬ خروس شده معلوم نيست. البته اگه تقويم ملل ديگه چيز ديگهايه من نمیدونم. مثلا در تقويم چينی مار٬ اژدها است.
***
امروز اولين روز كاري سال جديده و من از شدت حجم كار در حال خميازه كشيدنم!! خيلي نامرديه امروز بياي سر كار! امسال اولين سالي بود كه سال تحويل خونه خودمون نبودم! يعني توي راهپله در حال دويدن بودم كه به سال تحويل برسم كه نرسيدم. سفره هفتسين هم نداشتيم ماهي هم نخريدم. خيلي خوشحالم كه ماهي نخريدم چون وقتي ميمرد كلي دلم ميسوخت.
تبريكات عيد هم كه نفرستادم! يعني اينكه به دوستام تلفن زدم. اونايي كه لازم بود SM بفرستم فرستادم. يه سري هم هرسال براشون تبريك ميفرستادم اما امسال لزومي نديدم كه بفرستم. چند تا ايميل هم زدم. ايميلهام رو كه چك ميكردم كلي پيام تبريك عين هم داشتم و بقيه هم از اين پيامهايي بود كه send to all ميزني ميفرستي!خيلي همه لطف كرده بودند اما خيلي بدم مياد از اين ايميلها و پيامهايي كه براي همه ميفرستند. براي من هر كدوم از دوستان و آشناياني كه اسم و ايميلشون تو address book منه ارزش جداگانهاي دارند. خودم هم خيلي بدم مياد اينجوري به كسي تبريك بگم. به نظرم خيلي توهينآميزه. خيلي از دوستان هم پيامهاشون به انگليسي بود. من كه نميفهمم چرا بايد سال نوي فارسي رو به انگليسي به هم تبريك بگيم؟ من كه همه ايميلهامو به زبون شيرين پينگليش نوشتم. حتي واسه چند نفر كه خيلي باهاشون رودربايستي داشتم.
به سالي كه گذشت فكر ميكردم. به آدمهايي كه باهاشون آشنا شدم، به اونهايي كه رفتند. به اونايي كه تازه امسال واقعا شناختمشون. بگذريم. اين كوتوله قهوهاي هم فقط حس وجداندرد براي من داره! وجداندرد ِ ننوشتن. نميدونم از تنبليه يا چيز ديگه. به هر حال دوست دارم اينجا تبديل بشه به وبلاگي كه دو سال پيش بود. تا خودم اون آدم قبلي نشم اينجا هم وبلاگ قبلي نميشه. اين آدم جديد كه اميدواره جديد شدنش مثبت بوده باشه بايد جاي ديگه بنويسه شايد هم ننويسه. شايد يه زماني دلم براي اين وبلاگ بيسر و صدا تنگ بشه. از همه چند نفر خواننده اينجا هم خيلي ممنون كه وقت خودشون رو پاي نظر دادن اينجا تلف كردند يا نكردند!
فعلا خداحافظ كوتوله قهوهاي عزيز...
|
|