تبليغاتX
کوتوله‌ى قهوه‌ای - نمایشگاه کتاب
 
کوتوله‌ى قهوه‌ای
 
 
 

پنجشنبه این هفته نه هفته قبلش به همراه یارهای همیشگی شهرکتاب و نمایشگاه کتاب مهرناز و مورچه یه سری به نمایشگاه زدیم.

توی نمایشگاه  مهرناز دنبال کتابهای درسی و خارجی بود و من هم با مورچه دنبال کتابهای فارسی. این فیل و مورچه سلیقه فرهنگی شون اعم از موسیقی و فیلم و تئاتر عین همه تقریبا اما امان از کتاب! یعنی ترجیح میدیم که زیاد کتاب به هم پیشنهاد ندیم! بگذریم. نمایشگاه که مثل هرسال از سال قبلش بدتر بود. حتما شنیدید که سالنهای دینی بیشتر شده بودند. راستش من نشمردم ببینم چندتا از پارسال بیشتر شده بودند اما چیزی که توی ذوق میزد این بود که به شدت خالی بودند. یعنی بیشتر محل گذر بود چون یه جورایی میانبر بودند! من خیلی کتاب نخریدم چون به اندازه کافی وجدان درد توی کتابخونه داشتم! اما با معرفی مورچه (که استثنائا این بار خوب بود!) سه جلد کتاب هشتاد سال داستان کوتاه ایرانی رو خریدم. از دیروز شروع به خوندنش کردم و خیلی خوشم اومده. این کتاب مجموعه ای از بهترین داستان های کوتاه ایرانیه از سال 1300 تا حال که در یک مجموعه به انتخاب حسن میرعابدینی جمع آوری شده از انتشارات خورشید. البته داستانهایی که قابلیت چاپ از نظر وزارت ارشاد رو داشته. البته نمیدونم فروشنده بازار گرمی داشت میکرد یا راست میگفت که دیگه به این مجموعه اجازه چاپ داده نشده و ما داریم یواشکی می فروشیم. البته سال چاپ هم 84 بود نوبت چاپ رو یادم نیست. نمایشگاه پارسال هم بود اما من ندیده بودم. به هرحال کتاب ارزشمندیه. خیلی از داستانهاش رو قبلا خونده ام اما داشتنش با هم در یک مجموعه و در کنار هم فرصت خوبیه برای آشنایی با دنیای نویسندگان مختلف. یادمه قبلا جایی خونده بودم که یه سری از داستانهاش بدون اجازه نویسنده چاپ شده اند. یادم نیست دقیقا جریان رو. تا الان داش آکل صادق هدایت٬ گیله مرد بزرگ علوی٬ قفس صادق چوبک و جشن فرخنده جلال آل احمد رو از این مجموعه داستان خوندم. که جشن فرخنده رو قبلا نخونده بودم. عالی بود واقعا. داستان قفس صادق چوبک هم روایتی فوق العاده از زندگی ماست! اینجا میتونید بخونیدش.

یه کتاب دیگه هم که مورچه خرید برام (باقیمانده کادوی تولد!) آنطرف خیابان نوشته مدرس صادقی بود. من فقط گاوخونی رو خوندم ازش ولی کلا مورچه خیلی با کاراش حال میکنه! یعنی قراره من رو مدرس صادقی دوست کنه در ضمنش به من قول بده که کوری و بیگانه رو بخونه!!!

 بالاخره کلیات شمس رو خریدم. قبلا گزیده اش رو داشتم و هرسال نمایشگاه میگم امسال میخرم اما میرفت تا سال بعدش.

یه کتاب دیگه هم دستمه. نارسیس و گولدموند نوشته هرمان هسه و ترجمه سروش حبیبی انتشارات چشمه. فوق العاده است. نثر سنگینی داره و خوندش برای من که عادت به تند خوانی دارم کمی سخته! هروقت تموم شد بیشتر در موردش میگم.

خلاصه نیاز به امدادهای غیبی دارم شدیدا تا کمی از بار وجدان دردم کاسته بشه.

با مورچه سری هم به غرفه نقاشی کودکان زدیم. یه دختر یا پسربچه هنرمند به تمام معنی عکس من رو  کشیده بود. نتونستم پیداش کنم بهش جایزه بدم!!!!

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:24  توسط سها  | 
 
  بالا