امروز بعد از ظهر کلاس داشتم. زنگ تفریح که خورد از کلاس بیرون اومدم. کمی از چارچوب در دور شده بودم که یادم افتاد در رو پشت سرم ببندم. بدون اینکه نگاه کنم یا برگردم دستم رو به سمت دستگیره در بردم. وقتی دیدم در بسته نمیشه برگشتم و پشت سرم رو نگاه کردم. دیدم یکی از آقایان همکلاسی در چارچوب در ایستاده و با چشمان از حدقه در اومده من رو نگاه میکنه. نگاه کردم دیدم که ای داد بیداد کمر بند ایشون رو اشتباهی به جای دستگیره گرفته ام!!!!!!!!!!

بیچاره با دیدن من نیم متر عقب پرید. من هم هول کردم گفتم ببخشید فکر کردم دره!!!!

حالا شانس آوردم که آقاهه کمی قد بلندتر نبود!!
|
+|
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 21:29  توسط سها
|